برچسب: فروردین,
نویسنده: مهسا قاسمیپور
برچسب: فروردین,
نویسنده: مهسا قاسمیپور
سلام
امروز ناهار خونه دوستم دعوت بودم تا غروب اونجا موندم شیش تایی خوش گذروندیم حرف زدیمو خندیدیم یکیشون چهار ماهه حامله ست دلم خواست .قضیه بچه منتفی شد البته بعد از آزمایش خونی که دادم.
فعلا خبر خاصی نیست الانم نشستم دارم پسته میخورم با تخمه چایی هم دم کردم که بعدش بزنیم بر بدن
خواستم بگم که ماهم گاهی خوش میگذرونیم همش تو غمو اندوه نیستیم .اره بابا
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:43 توسط زری |
برچسب: دورهمی,
نویسنده: مهسا قاسمیپور
سلام خودم
از اونجایی گذر کسی به اینجا نمیوفته پس کار رو با سلام به خودم شروع میکنم
راستش نههههه دلخور نیستم که کسی اینجارو نمیخونه ابدا .اینجا فقط برای دل خودم مینوسم یه زمانی بود که خیلی برام اهمیت داشت که چندتا کامنت بگیرم چند نفر پستامو بخونن الان وارد یه دوره دیگه از زندگی شدم یا شاید اونقدر بزرگ شدم که فهمیدم اینا اهمیت نداره
امروز از صبح یه بند زل زده بودم به گوشی از تلگرام به اینستا و بالعکس.یه روزایی که حوصلت خیلی سر میره هی میری تو دنیای مجازی میبینی هیچچ خبری نیست همه ساکت همه آروم هیچکسم نمیاد جواب سلامتو بده یه روزایی هم هست که میخوای آماده بشی بری عروسی بینی بالای هزارتا چت نخونده
برچسب: تیر,
نویسنده: مهسا قاسمیپور